رضا قليخان هدايت

2194

مجمع الفصحاء ( فارسي )

و له اى رسوم تو زيور ايام * وى شعار تو زينت اشعار كرده بر دعوى خداونديت * آفرينش بجملگى اقرار بر بزرگيت در جهان امروز * هيچ‌كس را نمىرسد انكار بس غرامت كه آفتاب كشد * اگر اين عارض است و اين رخسار بس قيامت كه آشكار شود * اگر آن قامت است و اين رفتار و له ايضا اى سراى نيك‌نامى را به مردى كدخدا * اى جهان شهريارى را به رادى قهرمان بخل را دشمن چنان دارى كه سايل را بخيل * جود را خواهان چنان باشى كه عشرت را جوان در صفت قلم اى گشاده زبان و بسته ميان * ترجمان دلى تو همچو زبان در زبان تو گنجهاى هنر * در بيان تو رازهاى نهان شبه‌زايى همى و مشك خورى * وانگهى در شبه گهر پنهان صورتت چشم خصم را تيرى است * كهرباپيكرى شبه پيكان